لغت نامه دهخدا
سپیدرخ. [ س َ / س ِ رُ ] ( ص مرکب ) آنکه رخساره و روی او سپید باشد:
تذرو عقیق روی، کلنگ سپیدرخ
گوزن سیاه چشم، پلنگ ستیزه کار.فرخی.
سپیدرخ. [ س َ / س ِ رُ ] ( ص مرکب ) آنکه رخساره و روی او سپید باشد:
تذرو عقیق روی، کلنگ سپیدرخ
گوزن سیاه چشم، پلنگ ستیزه کار.فرخی.
= سپیدرو
آنکه رخساره و روی او سپید باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپیدرُخ هادسون (نام علمی: Leucorrhinia hudsonica) نام یک گونه از سرده سپیدرخها است.
💡 سپیدرخ شمالی (نام علمی: Leucorrhinia borealis) نام یک گونه از سرده سپیدرخها است.
💡 سپیدرخ زنبق آبی (نام علمی: Leucorrhinia caudalis) نام یک گونه از سرده سپیدرخها است.
💡 سپیدرخ تیره (نام علمی: Leucorrhinia albifrons) نام یک گونه از سرده سپیدرخها است.
💡 سپیدرخ کانادایی (نام علمی: Leucorrhinia patricia) نام یک گونه از سرده سپیدرخها است.
💡 سپیدرخ خالدم (نام علمی: Leucorrhinia intacta) نام یک گونه از سرده سپیدرخها است.