سدک
لغت نامه دهخدا
سدک. [ س َ ] ( ع مص ) لازم گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ملازم شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). لازم گرفتن چیزی را و جدا نشدن از آن. ( اقرب الموارد ). || مدت مدیدی در مکانی ماندن. ( دزی ج 1 ).
سدک. [ س َ دِ ] ( ع ص ) مرد حریص. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). المولع بالشی ٔ. || چابک دست در کار. ( اقرب الموارد ). || بسیار نیزه زننده. الطعان بالرمح. ( اقرب الموارد ). || لازم چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ملازم چیزی. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
مرد حریص یا چابک دست در کار یا بسیار نیزه زننده.
دانشنامه عمومی
سدک (استان اشوی داشکسیه). سدک ( به لهستانی: Sędek ) یک منطقهٔ مسکونی در لهستان است که در گمینا واگوو ( استان اشوی داشکسیه ) واقع شده است. سدک ۳۳۲ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با سدک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربارهٔ انحراف جنسی کودکآزاری الگوهای رفتاری در جوامع مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، کاپلن (Koplan) و سدک (Sadock) ۹۶٪ از بچهدوستها را دگرجنسگرا میدانند که در هنگام چنین رابطهای مصرف الکل زیادی داشتهاند. همچنین اکثر موارد رابطه جنسی مهبلی یا مقعدی با کودکان را در موارد زنا با محارم ذکر کردهاند و در دیگر موارد شایع نمیدانند. در اجتماعات عوامگونه و سنتی اکثر موارد انحراف کودکآزاری بهخصوص از طرف منحرفان مرد به صورت رابطه جنسی مقعدی مرسوم است.