زینت دادن
مترادفها
آرایش کردن، تزیین کردن، آراستن
متضادها
زشت کردن، بیزینت کردن، تخریب کردن
لغت نامه دهخدا
زینت دادن. [ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) آرایش دادن و آراستن. ( ناظم الاطباء ). آراستن. پیراستن کسی یا چیزی را: در رعایت آنچه ما آن را درنظر تو زینت داده ایم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313 ).
زینتی در خاکساری داده ام
صفحه تن را به افشان غبار.ملامفید ( از آنندراج ).رجوع به زینت ودیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
آرایش دادن و آراستن آراستن و پیراستن کسی یا چیزی را.
جمله سازی با زینت دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دوره از سال ۱۶۰۰ م شروع میشود و تا حدود ۱۷۵۰ م ادامه مییابد. لغتِ باروک در عالم هنر (نه فقط موسیقی) معادل استادانه زینت دادن یا ماهرانه درست کردن بهکار میرود که از مشخصات بارز هنر این سالها بوده است.
💡 مُژگان جمع واژه مُژه است. مژه، یعنی موی پلک چشم و کارکرد این مویچهها علاوه بر زیبایی و زینت دادن چشم، حفاظت از چشم است.
💡 تلاش معماران برای زینت دادن به نمای اصلی این بنای تاریخی با استفاده از کاشیکاریهای رنگارنگ، باعث شده است که ساختمان بسیار زیبا به نظر برسد.
💡 هدف اصلی از انتخاب این گلهای تازه و با شکوفه، زینت دادن به فضای سالن پذیرایی برای برگزاری مراسم رسمی و مهم در این شب است.
💡 هنرمندان با استفاده از تکنیکهای نوین نقاشی، همواره به دنبال یافتن روشهای جدید برای زینت دادن به تابلوهای خود و جذب نگاه مخاطبان هستند.