دشت بارین

لغت نامه دهخدا

دشت بارین. [ دَ ت ِ ] ( اِخ ) شهری است ازاعمال فارس که آنرا رستاقی است ولی باغ و نهر نداردو آب آشامیدنی آن بد و ناگوار است. ( از معجم البلدان ). از شهرهای فارس است، و آن روستایی است که درخت ونهر آب ندارد و آب آشامیدنی مردم آن از آبهای پست [ناگوار ] است. و این گفته ها بشاری آورده است و نبردعظیم مهلب با خوارج در این دشت روی داده است. ( برگزیده مشترک یاقوت، ترجمه محمدِ پروین گنابادی ). و رجوع به ترجمه مسالک اصطخری ص 100 و 132 و 134 شود.

جمله سازی با دشت بارین

💡 مهرنرسه در سدهٔ چهارم میلادی در قریهٔ اَبرُوان در روستای دشت بارین در اردشیر خوره در جنوب پارس به‌دنیا آمد. او نیز همچون اردشیر بابکان، بنیان‌گذار دودمان ساسانیان، نسب خود را به ویشتاسب، شاه کیانیان می‌رساند؛ با این تفاوت برجسته که به ارشک یکم، شاه اشکانی نیز به‌عنوان بخشی از دودمان خود اشاره می‌کند. در منابع عربی، نام پدرش «برازه» ذکرشده، که احتمالاً مالک سرزمینی بوده که مهرنرسه و دیگر فرزندانش در آن زاده‌شده و می‌زیسته‌اند. همچنین گفته شده، مهرنرسه که لقب و عنوان هزار بَندَگ (صاحبِ هزار بنده) را داشت، نسبش به خاندان اسپندیاذ، یکی از هفت خاندان ممتاز دوران ساسانی می‌رسید.

💡 ابروان شهری ساسانی در دشت بارین در نزدیکی اردشیرخوره، در جنوب غرب پارس بود. شهری به همین نام نیز در کرانه خلیج فارس وجود داشته که در زمان شاپور دوم (حک. ۳۰۹–۳۷۰) مورد حمله اعراب قرار می‌گرفته‌است. ابروان زادگاه مهرنرسه، وزرگ فرمذار یزدگرد یکم (حک. ۳۹۹–۴۲۰)، بهرام گور (حک. ۴۲۰–۴۳۸)، یزدگرد دوم (حک. ۴۳۸–۴۵۷) و پیروز یکم (حک. ۴۵۷–۴۸۴) بود. مهرنرسه در آنجا ساختمان‌های بسیاری از جمله آتشکده ساخته بود. یکی از آتشکده‌ها مهرنرسیان نام داشت و آتش آن تا سده یازدهم میلادی برافروخته بود.وی همچنین چهار روستا را در همسایگی ابروان بنیان نهاد که در کنار هر یک باغ‌های خرما، زیتون و سرو قرار داشت. این بنیادها تا سده یازدهم به عنوان املاک وراثتی نوادگان مهرنرسه وجود بودند.