درشت کردن

لغت نامه دهخدا

درشت کردن. [ دُ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )زبر کردن. خشن کردن. تخشین. ( تاج المصادر بیهقی ): اًثفان؛ درشت کردن ِ کار دست را. ( تاج المصادر بیهقی ). || کلان کردن. حجیم کردن. سطبرکردن. تغلیظ. ( المصادر زوزنی ). || سخت کردن. اًعناف. تعنیف. || ناهموار کردن، چون زمین را. توعیر. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ): اًقضاض؛ درشت کردن خوابگاه. ( از منتهی الارب ).
- دل کسی را بر دیگری تباه و درشت کردن؛ وی را نسبت به او بدبین کردن: آن کار بزرگ [ ولیعهدی ] با نام ما [ مسعود ] راست شد و پس از آن چون حاسدان و دشمنان دل او را بر ما تباه کردند و درشت تا ما را به مولتان فرستاد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 82 ).

فرهنگ فارسی

زبر کردن خشن کردن تخشین

جمله سازی با درشت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این صوت‌واره‌ها علاوه بر تکرار آهنگین و بی‌معنای عبارات پیشین، نوعی بازآفرینی و تجسم‌بخشی به حالت نهیب و دلهرهٔ درونی است. بر این اساس هوشنگ ایرانی در پاره‌ای از بعضی شعرهای خود در پی تصویرپردازی از حالات درونی آدم‌ها در برابر تأثیرات بیرونی برآمده‌است؛ حقیقتی که در آن سال‌ها به دلیل عدم درک بسیاری از مخاطبان، حاصلی جز اسباب تمسخر برای سراینده به همراه نداشت و باید سال‌های بسیار سپری می‌شد تا جامعهٔ هنری ایران به درک او که فراتر از زمانهٔ خود بود نایل شود. این ویژگی، در شعر موج نو و کتاب «طرح» احمدرضا احمدی به تأثیر از هوشنگ ایرانی، صورتی معنادار و معقول پیدا کرد و تبدیل به ریز و درشت کردن کلمات تایپی برای نشان دادن شدت و ضعف صداها و صحبت‌ها شد و به این طریق، پس از یک دهه بر درستی آن مهر تأیید زدند.

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز