خوش استقبال

مترادف‌ها

پذیرا، مهمان‌نواز، خوش‌برخورد

متضادها

بی‌میلی، بی‌پذیرایی

لغت نامه دهخدا

خوش استقبال. [ خوَش ْ/ خُش ْ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) آنکه خوب استقبال از غریب کند. آنکه غریب و تازه وارد را نکو دارد و خوش تهنیت دهد. که با روی باز پذیره مهمان یا وارد شود: فلانی خوش استقبال و بدبدرقه است؛ یعنی مهمان را بخوبی و روی خوش می پذیرد ولی به ترش رویی و تلخی روانه می کند.

جمله سازی با خوش استقبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از مردم با روى خوش استقبال مى كرد. اگر سه روز يكى از يارانش را نمى ديد سراغشرا مى گرفت. اگر مريض بود به عيادتش مى رفت و اگر گرفتارى مى داشت به اوكمك مى كرد. در كارها با مردم شركت مى كرد و دوست نداشت بنشيند و ديگران براى اوكار كنند. در نتيجه جوانهاى عزيز بايد سيرهرسول خداصلّى اللّه عليه و آله را الگوى كارهاى خودشان قرار دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران