لغت نامه دهخدا
خریان. [ خ ِرْ ری یا ] ( ع ص ) مرد بددل. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خریان. [ خ ِرْ ری یا ] ( ع ص ) مرد بددل. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک کالا یا خدمت میتواند اثرات برونی معناداری نیز داشته باشد، در مواردی که سودها یا زیانهایی که با محصول همراه میشوند بوسیلهٔ افرادی بدست آید که در خریان خرید و فروش کالا نیستند. در این مورد مکانیزم قیمت برای وضع مقدار صحیح هزینهٔ اجتماعی شکست میخورد زیرا این هزینهها با هزینههای خصوصی متفاوت است.
💡 تحصیل خریان (به انگلیسی: Kharian Tehsil) یک تحصیل در پاکستان است که در پنجاب واقع شدهاست.