خربوطلی

لغت نامه دهخدا

خربوطلی. [ خ َ طَ ] ( اِخ ) شیخ محمدبن احمد خربوطلی ( خربوتی ). یکی ازدانشمندان مسلمان قرن سیزدهم هَ. ق. است. او راست:«عصیدةالشهدة» در شرح قصیده بردة که بسال 1260 هَ.ق. در مطبعه بولاق بچاپ رسیده است و بعدها دوباره در مطبعه آستانه بسال 1289 هَ. ق. و 1306 هَ. ق. چاپ شد و دارای 228 صفحه است. ( از معجم المطبوعات ).
خربوطلی. [ خ َ طَ ] ( اِخ ) شیخ محمدبن احمد خربوطلی ( خربوتی ). او راست «تصفیة الاَّمال لحضرة ذی الجلال » که در مطبعه بولاق بسال 1289 هَ.ق. بچاپ رسیده است. ( از معجم المطبوعات ).

جمله سازی با خربوطلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرید خربوطلی (انگلیسی: Farid Kharboutly؛ زادهٔ ۳ اوت ۱۹۵۳) تیرانداز اهل سوریه بود. وی در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۹۲ شرکت کرده‌است.