واژهی حَیدان در زبان عربی بر دو معنای متمایز دلالت دارد. در صورت کاربرد بهعنوان اسم (اِ)، به سنگی اطلاق میشود که بر اثر برخورد سم چارپایان به زمین، به اطراف پرتاب میگردد. این تعریف در منابع معتبر لغوی عربی، همچون منتهی الارب، اقرب الموارد و ناظمالاطباء با عباراتی همسان ثبت شده است. از سوی دیگر، این واژه بهعنوان مصدر (مص) از ریشهی «حَیَدَ یَحیدُ» به معنای میل کردن، انحراف از مسیر و گردش به کار میرود. این مفهوم مصدری، که با تلفظ حَیْدان (با ساکن بودن حرف یاء) مشخص میشود، در آثار لغویدانانی چون بیهقی در «تاجالمصادر» و دیگر منابع ذکر شده و به معنای اصلیِ تمایل و چرخش بازمیگردد. بنابراین، توجه به نقش دستوری این واژه در تشخیص دقیق معنا ضروری است؛ زیرا تلفظ و کاربرد آن در دو جایگاه اسمی و مصدری متفاوت میباشد. رعایت این تفاوت، به ویژه در متون تخصصی و تحقیقات زبانشناسی عربی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
حیدان
لغت نامه دهخدا
حیدان. [ ح َ ] ( ع اِ ) سنگ که از سم ستور به یک سو جهد در رفتن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). سنگ که از سم ستور بجهد در زمین. ( مهذب الاسماء ).
حیدان. [ ح َ ی َ ] ( ع مص ) میل کردن و بگشتن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به حَید شود.
جمله سازی با حیدان
💡 آنها از محرّه بن حیدان بن عمرو بن الحافی قضعه بن مالک بن عمرو بن مرّه بن زید بن مالک بن حیمیار هستند.
💡 ناحیهٔ حیدان (به عربی: مدیریة حیدان) یک ناحیه در یمن است که در استان صعده واقع شدهاست.