لغت نامه دهخدا
حریب. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر حَرْب. جنگی خرد. جنگی کوچک. جنگک.
حریب. [ ح َ ] ( ع ص ) کسی که مال او ربوده باشند. مال گرفته شده و بی چیزمانده. محروب. ج، حَرْبی ̍، حُرَباء.
حریب. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر حَرْب. جنگی خرد. جنگی کوچک. جنگک.
حریب. [ ح َ ] ( ع ص ) کسی که مال او ربوده باشند. مال گرفته شده و بی چیزمانده. محروب. ج، حَرْبی ̍، حُرَباء.
کسی که مال او ربوده باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناحیهٔ حریب القرامش ۸٬۵۷۳ نفر جمعیت دارد.
💡 قریه حریب به عربی ( قریة الَحریب )، روستایی است در دهستان طویله از توابع استان
💡 ناحیهٔ حریب القرامش (به عربی: مدیریة حریب القرامش) یک ناحیه در یمن است که در استان مأرب واقع شدهاست.
💡 ناحیهٔ حریب (به عربی: مدیریة حریب) یک ناحیه در یمن است که در استان مأرب واقع شدهاست.