جوشندگی

لغت نامه دهخدا

جوشندگی. [ ش َ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت جوشنده:
تو گفتی یکی بوته بد ساخته
بجوشندگی سیم بگداخته.( گرشاسب نامه ص 161 ).

جمله سازی با جوشندگی

💡 در سنگ‌هایی که دانه‌های معدنی آن‌قدر بزرگ هستند که با استفاده از لنز دستی قابل شناسایی هستند، کانی‌شناسی مرئی به عنوان بخشی از توضیحات گنجانده می‌شود. در مورد توالی‌هایی که احتمالاً شامل کربنات‌ها، سنگ‌های کلسیتی سیمانی‌شده یا سنگ‌های با رگه‌های احتمالی کلسیتی است، آزمایش وجود کلسیت (یا شکل‌های دیگر کلسیم کربنات) با استفاده از هیدروکلریک اسید و جستجوی جوشندگی، طبیعی است.

💡 در سنگ‌هایی که دانه‌های معدنی آن‌قدر بزرگ هستند که با استفاده از لنز دستی قابل شناسایی هستند، کانی‌شناسی مرئی به عنوان بخشی از توضیحات گنجانده می‌شود. در مورد توالی‌هایی که احتمالاً شامل کربنات‌ها، سنگ‌های کلسیتی سیمانی‌شده یا سنگ‌های با رگه‌های احتمالی کلسیتی است، آزمایش وجود کلسیت (یا شکل‌های دیگر کلسیم کربنات) با استفاده از هیدروکلریک اسید و جستجوی جوشندگی، طبیعی است.

💡 قیل‌قیل شکل تالشی واژه قل‌قل در فارسی با مفهوم جوشندگی و گازدار بودن و اُو همان آب است. دلیل نام گذاری این روستا وجود چشمه‌ای از نوع آب‌فشان در نزدیکی آن با همین نام است.