لغت نامه دهخدا
تیزکاری. ( حامص مرکب ) تندی. تندخویی: برادر کیخسرو، فرود، کشته شد از تیزکاری طوس. ( مجمل التواریخ و القصص ص 47 ).
تیزکاری. ( حامص مرکب ) تندی. تندخویی: برادر کیخسرو، فرود، کشته شد از تیزکاری طوس. ( مجمل التواریخ و القصص ص 47 ).
💡 در این روش از صفحههای پوشش داده شده استفاده میشود که نیازی به تیزکاری نداشته و چرخهای آن بیشتر از سایر چرخها دوام میآورد. این عمل باعث کاهش هزینه کلی دستگاه میشود. از سنگزنی عمیق پربازده میتوان برای قطعاتی با طول زیاد استفاده کرد. سرعت حذف مواد ۱۶ سانتیمتر مکعب در ۸۳ ثانیه است. این روش به یک اسپیندل با سرعت و توان بالا نیاز دارد.
💡 در این روش از صفحههای پوشش داده شده استفاده میشود که نیازی به تیزکاری نداشته و چرخهای آن بیشتر از سایر چرخها دوام میآورد. این عمل باعث کاهش هزینه کلی دستگاه میشود. از سنگزنی عمیق پربازده میتوان برای قطعاتی با طول زیاد استفاده کرد. سرعت حذف مواد ۱۶ سانتیمتر مکعب در ۸۳ ثانیه است. این روش به یک اسپیندل با سرعت و توان بالا نیاز دارد.
💡 از این روش میتوان برای تیزکاری ابزارهای برشی (کاربیدی) با سایش بسیار کم سنگ استفاده کرد. ساختار لانههای زنبوری، سوزنهای جراحی و قطعات پره توربین از این روش قابل تولید هستند.