کلمهی «تف دادن» در فارسی به معنای حرارتدادن آرام و تدریجی مواد خوراکی، بهویژه دانهها، ادویهها یا سبزیجات خشک است؛ بهطوریکه بدون استفاده از روغن یا با مقدار بسیار اندک، آن ماده روی حرارت ملایم قرار میگیرد تا عطر، طعم یا خواص آن فعال و تقویت شود. این عمل معمولاً در تابهای خشک یا بسیار کمچرب انجام میشود و هدف آن این است که اجزای درونی ماده غذایی بیدار شده و رایحه طبیعی آن رها گردد، بدون آنکه به مرحله سوختن یا سرخشدن برسد. تف دادن در آشپزی سنتی و مدرن کاربرد گستردهای دارد، زیرا بسیاری از ادویهها مانند زیره، کنجد، رازیانه یا گشنیز پس از آن عطری چند برابر پیدا میکنند و طعم آنها غنیتر و دلپذیرتر میشود. این فرآیند علاوه بر تقویت طعم، گاهی با هدف خشککردن رطوبت اضافی یا آمادهسازی مواد برای آسیابشدن نیز انجام میشود. از منظر فنون آشپزی، کنترل دما در تف دادن اهمیت ویژهای دارد، زیرا حرارت زیاد باعث تلخی یا سوختگی و از بین رفتن کیفیت ماده میشود. در زبان روزمره، «تف دادن» نوعی آمادهسازی مقدماتی محسوب میشود که نقش مهمی در بهبود کیفیت نهایی غذا دارد و در بسیاری از دستورهای آشپزی بهعنوان مرحلهای کلیدی ذکر میشود.
تف دادن
لغت نامه دهخدا
تف دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) در ظرفی مسین و جز آن، چیزی بر آتش نهاده نیم برشت کنند. و امروز تفت دادن گویند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). سرخ کردن. بریان کردن.
دانشنامه عمومی
تف یا تفت دادن یک روش پخت وپز مواد غذایی است که با استفاده از مقدار کمی روغن یا چربی در یک ظرف کم عمق ( تابه ) روی حرارت نسبتاً بالا انجام می شود. مواد تشکیل دهنده معمولاً به قطعات کوچک به منظور تسهیل پخت وپز سریع برش داده می شوند. مواد غذایی سرخ شده به این روش در عین سرخ شدن، بافت، رطوبت و عطر و طعم خود را حفظ می کنند.
جمله سازی با تف دادن
💡 آجیل فروشان فاروج در تف دادن تخمه مهارت یافته و سعی میکردند هر تخمه را به اندازه لازم حرارت دهند و در نهایت در امر فروش و تبلیغات و نوع چیدن آجیل که نظر مسافر را جلب کند هم مهارت خاصی کسب کردند. مجموعه عوامل فوق باعث شد کمکم افراد به فروش آجیل رو آورند و برندی معتبر در ایران شود.
💡 خود فاروجیها ابتدا طریقه تف دادن تخمه را نمیدانستند و اولین تخمه پز را از مازندران آورد به همین دلیل نام بیشتر مغازههای آجیل فروشی در فاروج با مازندران نام گذاری شده است. از آن جایی که آن زمان فقط تخمه شور در بازار موجود بود و از تهران وارد میشد، فاروجیها تخمه را شور نمیکردند بلکه به صورت خال نمک عرضه میکردند، که بعداً تخمه خال نمک فاروج نام گرفت و مشهور شد.