تروال

لغت نامه دهخدا

تروال. [ ت َ ] ( اِ ) برگ گیاه باشد و در فرهنگ زمان گویا بجای را، زای منقوطه مرقوم است. ( فرهنگ جهانگیری ) ( ازفرهنگ رشیدی ). برگ گیاه را گویند و با زای نقطه دار هم باین معنی آمده است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). برگ گیاه را گویند و با زای نقطه دار و زای فارسی هم باین معنی آمده است. ( برهان ). شاخه های نازک و باریک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تزوال و تژوال و تژاول شود.

فرهنگ عمید

۱. شاخۀ نازک درخت.
۲. برگ گیاه.

فرهنگ فارسی

شاخه نازک درخت، برگ گیاه
برگ گیاه باشد و در فرهنگ زمان گویا بجای را زای منقوطه مرقوم است ٠

جمله سازی با تروال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روستای حاجی پمق به مختصات جغرافیایی 35 درجه و 20 دقیقه عرض شمالی و 47 در جه و 21 دقیقه طول شرقی (X: 714981 و Y:3912839) در 40 کیلومتری شهر سنندج و در ۱۰ کیلو متری شهر دهگلان از شمال به روستاهای شعبانی و قوری چای، از جنوب به روستای کروندان، از غرب به روستای سراب و از شرق به روستاهای تروال و دهرشید منتهی می‌شود.

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز