تدبیر ساختن

لغت نامه دهخدا

تدبیر ساختن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) تدبیرکردن. اندیشیدن. چاره کردن: اگر صواب بینند به بهانه شکار برنشینند... تا وی با ابوعبداﷲ و غلامی چند نزدیک ایشان آید و این کار را تدبیری سازند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 220 ). برحسب آنچه خوانیم تدبیر دیگر میسازیم. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 326 ). تدبیر کدخدایی دیگر باید ساخت. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 394 ).
چه تدبیر سازم چه درمان کنم
که از غم بفرسود جان در تنم.سعدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تدبیر کردن اندیشیدن چاره کردن اگر صواب بینند به بهانه شکار برنشینند تاوی با ابو عبدالله و غلامی چند نزدیک ایشان آید و این کار را تدبیری سازند بر حسب آنچه خواندیم تدبیر دیگر میسازیم تدبیر که خدایی دیگر یاید ساخت ٠

جمله سازی با تدبیر ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاکونی (سانسکریت: शकुनि)، از شخصیت های رزمنامه هندی مهابهارت، پسر سوبهال، برادر گندهاری و عموی کوروان بود. ویاس، سراینده مهابهارت، وی را مردی هوشمند و نیز فریبکار و نیرنگ باز نمایانده است. شاکونی همچنین دلبستگی ویژه ای به خواهرزاده گانش جرجودهن و دوسهاسن داشت. وی نخستین بار در تدبیر ساختن خانه موم قصد هلاک پاندوان را کرد، که پاندوان جان سالم به در بردند. بار دیگر، بازی تاس و مهره ای ترتیب داد، که در آن بازی پاندوان همه دارایی و پادشاهی شان را باختند و ناچار به ترک اندرپرست و رفتن به تبعید در جنگل شدند. شاکونی در جنگ کرکهیت در کنار کوروان جنگید و به دست سهادیو کشته شد.

اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز