تاردان

لغت نامه دهخدا

تاردان. ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن برای طنبور و سه تار، تارها نگاه دارند تا عندالحاجة بکار آید. ( غیاث اللغات ). ظرفی که در آن تارهای ساز نگه دارند. ( آنندراج ):
ازبهر ساز عشرت او می نهد قضا
تار دوائر فلکی را به تاردان.ملا طغرا ( ازآنندراج ).

جمله سازی با تاردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرقه‌ام را کدام سازنده غلاف قانون می‌تواند ساخت، کلاهم را کدام نوازنده تاردان بربط می‌تواند پرداخت.»