بی تقارنی

مترادف‌ها

نامتقارنی، عدم تقارن

متضادها

تقارن

فرهنگستان زبان و ادب

{asymmetry} [شیمی، فیزیک] وضعیتی که در آن جسم هیچ نظمی ندارد و با هیچ عنصر تقارنی، مانند نقطه و محور و صفحه، نمیتوان بخشی از آن را متناظر با بخش دیگری در نظر گرفت

جمله سازی با بی تقارنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نئوکلاسیسم یا نئومومیسم (به انگلیسی: Neomomism ,Neoclassical) یک جنبش هنری در زمینه‌های هنرهای تزئینی، هنرهای تجسمی، ادبیات، تئاتر، موسیقی و معماری است که شامل آثار هنری‌ای می‌باشد که تحتِ تأثیر هنر یونان و روم باستان، اما پس از آن خلق شده‌اند. هنرمندان پیرو این جنبش از اواسط قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا فعالیت داشتند. جنبش نو کلاسیک در سال ۱۷۶۰ به‌طور رسمی آغاز شد و مکتبی بر ضد مکاتبی همچون باروک و روکوکو بود. در معماری روکوکو بی تقارنی، اهمیت به بخشندگی و آراستگی و در معماری مومیسم تقارن و سادگی مورد توجه بودند.

💡 در طراحی‌های معماری مدرن، گاهی استفاده از اصل بی تقارنی برای ایجاد جذابیت بصری و پویایی در نمای ساختمان، انتخابی هوشمندانه و بسیار خلاقانه است.

💡 پزشکان برای تشخیص بیماری‌های خاص، ابتدا وضعیت صورت بیمار را بررسی می‌کنند تا هرگونه بی تقارنی غیرعادی در عضلات یا استخوان‌ها را با دقت شناسایی کنند.

💡 در هنر نقاشی، ایجاد نوعی بی تقارنی کنترل‌شده می‌تواند به اثر هنری عمق ببخشد و نگاه مخاطب را به سمت نقاط حساس‌تر و مهم‌تر تاب دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران