لغت نامه دهخدا
بنجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به بنج رودک که قریه ای است از قرای رودک در نواحی سمرقند. ( انساب سمعانی ).
بنجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به بنج رودک که قریه ای است از قرای رودک در نواحی سمرقند. ( انساب سمعانی ).
نسبت است به بنج رودک که قریه ایست از قرای رودک در نواحی سمرقند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او موسیقی را به صورت حرفهای از سال ۱۹۹۹ شروع کرد، هنگامی که به توصیه مادرش به یک آگهی که از دختران استعداد آوازخوانی و رقص دعوت میکرد، پاسخ داد. این آگهی مربوط به یک مجموعه تلویزیونی استرالیایی به نام پاپاستارز بود. یک تلهشوی استعدادیابی که بهمنظور تشکیل یک گروه دخترانه جدید اجرا میشد. او پس از گذراندن چندین دوره آموزشی خوانندگی و رقاصی، بهعنوان یکی از اعضای گروه موسیقی باردو برگزیده شد. این گروه پس از چند سال فعالیت در مه ۲۰۰۲ منحل شد. مانک همکاری با بنجی مادن را از سال ۲۰۰۶ آغاز کرد، اما در ژانویه ۲۰۰۸ رسانهها از پایان همکاریشان خبر دادند.