لغت نامه دهخدا
بلویچ. [ ب ُ ] ( اِخ ) ده مخروبه از دهستان میانرود سفلی، بخش نور شهرستان آمل. فعلاً زارعان قرای مجاور در آن زراعت می کنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
بلویچ. [ ب ُ ] ( اِخ ) ده مخروبه از دهستان میانرود سفلی، بخش نور شهرستان آمل. فعلاً زارعان قرای مجاور در آن زراعت می کنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
💡 ویتولد بلویچ مفهوم جعبه های سیاه را حتی به سال های زودتر نسبت می دهد، استفاده صریح از شبکه های دو پورت (two-port) را به عنوان جعبه های سیاه به Franz Breisig در سال 1921 نسبت می دهد و اظهار می دارد که اجزای 2-terminal قبل از آن به طور ضمنی به عنوان جعبه های سیاه رفتار می کردند و استفاده می شدند.
💡 ورازده از شمال به روستای بلویچ،خطیب کلا،رم شی و از جنوب به جنگل انبوه حاشیه ی روستا،از غرب به اراضی کشاورزی و جنگل و از شرق به روستای دارکلا منتهی میشود.