لغت نامه دهخدا
بغپور. [ ب َ ] ( اِخ ) فغفور. مرکب از: بَغ + پور، پسر خدا، لقبی که ایرانیان بشاهان چین داده اند و معرب آن فغفور است.( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). و رجوع به فرهنگ ایران باستان ص 87 و کرد و پیوستگی نژادی آن ص 29 شود.
بغپور. [ ب َ ] ( اِخ ) فغفور. مرکب از: بَغ + پور، پسر خدا، لقبی که ایرانیان بشاهان چین داده اند و معرب آن فغفور است.( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). و رجوع به فرهنگ ایران باستان ص 87 و کرد و پیوستگی نژادی آن ص 29 شود.
(بَ ) (اِمر. )۱ - پسر خدا.۲ - لقب پادشاهان چین. فغفور و فغپور هم گفته اند.
= فغفور
پسر خدا.
لقب پادشاهان چین. فغفور و فغپور هم گفتهاند.
💡 امپراتور یا هوانگدی (چینی: 皇帝؛ پینیین: Huángdì؛ فارسی: فغفور؛ معنی لغوی: "قدرت مطلق شاهوار") یک عنوان سلطنتی سکولاریته از فرمانروای چین بود که با آغاز سلطنت دودمان چین که چین را در سال ۲۲۱ پیش از میلاد متحد کرد شروع شد و با کنارهگیری پویی در سال ۱۹۱۲ میلادی در دنبالهٔ انقلاب شینهای و تأسیس حکومت جمهوری چین پایان یافت. در فارسی به آن فغفور گفته شده است؛ فغ به معنی خدای یا بت و پور یا فور به معنی پسر. بغپور.