برق و زرق

لغت نامه دهخدا

برق و زرق. [ ب َ ق ُ زَ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) درخشش و تابندگی. تلألؤ. روشنی و ساختگی. ( غیاث ). زرق و برق.

فرهنگ فارسی

درخشش و تابندگی روشنی و ساختگی.

جمله سازی با برق و زرق

💡 در طول قرن بیستم، رادیو، فیلم و تلویزیون تأثیر عمیقی بر مد و آداب و رسومی گذاشتند که پایه و اساس معنای زندگی غربی را بنا نهادند، با این حال بیشتر اینها بیشتر زرق و برق و زرق و برق هالیوود بود تا روایت تاریخی.