بامیک
لغت نامه دهخدا
بامیک. ( اِخ ) صورت پهلوی بامی لقب شهر بلخ. رجوع به بامی و فرهنگ ایران باستان پورداود ص 304 شود.
فرهنگ فارسی
صورت پهلوی بامی و لقب شهر بلخ است
فرهنگ اسم ها
اسم: بامیک (دختر) (پهلوی، اوستایی) (تلفظ: bāmik) (فارسی: باميک) (انگلیسی: bamik)
معنی: بامی، درخشان، لقب شهر بلخ، صورت پهلوی بامی، ( پهلوی ) صورت پهلوی بامی لقب شهر بلخ بامی
جمله سازی با بامیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خونیرث برترین این کشورهاست که در پهناوری، بهتنهایی با شش کشور دیگر برابر بوده و دارای صفت بامیک (بامی) بهمعنای درخشان است. «خونیرث بامی» بهترین کشور از هفت کشور نامبرده بود که مزدا آفرید. هر کدام از این هفت کشور را سروری است و سرور سرزمین خونیرث بامی «زردشت» است. در کهنترین بخش اوستا، گاثها، به خونیرث اشاره شده است.
💡 نام بلخ در اوستا به شکل بخدی (bāxδi) آمده که با صفت بخدیم سریرام اردو درفشام (بلخ زیبا و دارای پرچمهای بلند)، جزء سرزمینهای اهورامزدا آفریده است. در پارسی میانه به شکل بخل تلفظ میشده (و واژه پارسی دری «بلخ» نیز از همین واژه گرفته شده است) و بامیک صفت آن است؛ که به معنی درخشان و باشکوه است. بنابر عقیده پروفسور دارمستتر در زند اوستا ریشهٔ این کلمه بامیه است که به معنای درخشان است. در پارسی باستان آن را Bāxtriš تلفظ میکردند.