واژه «باملاحت» در زبان فارسی به کسی یا چیزی گفته میشود که دارای ملاحت، دلنشینی، جذابیت و شیرینی طبیعی در چهره، رفتار، گفتار یا منش باشد. این واژه از ترکیب پیشوند «با» به معنای دارا بودن و «ملاحت» به معنای زیبایی همراه با لطافت و گیرایی تشکیل شده است. هنگامی که فردی را باملاحت مینامند، منظور تنها زیبایی ظاهری او نیست، بلکه نوعی جذابیت خوشایند و دوستداشتنی را نیز در اخلاق، برخورد و شیوه رفتار او در نظر دارند. در ادبیات فارسی، این واژه اغلب برای توصیف چهرههای دلربا، رفتارهای دلنشین و شخصیتهای محبوب به کار رفته است. ملاحت با زیبایی صرف تفاوت دارد، زیرا میتواند در کنار سادگی و حتی بدون برخورداری از زیبایی چشمگیر نیز وجود داشته باشد. به همین دلیل ممکن است شخصی از نظر ظاهری معمولی باشد، اما به سبب رفتار گرم، لبخند دلپذیر یا سخنان شیرین، باملاحت شناخته شود. این واژه بار معنایی مثبت و تحسینآمیز دارد و معمولاً برای ابراز پسند و ستایش به کار میرود. در متون کهن و شعر فارسی نیز «باملاحت» برای وصف معشوق، دوستان یا اشخاص محبوب بسیار دیده میشود. به طور کلی، این کلمه به معنای برخورداری از زیبایی، ظرافت، شیرینی و جذابیتی است که موجب جلب محبت و توجه دیگران میشود.
باملاحت
لغت نامه دهخدا
باملاحت. [ م َ ح َ ] ( ص مرکب ) که ملاحت دارد. نمکین. نمک دار. بانمک. || خوش سخن. طیبت گوی. ملیح.
جمله سازی با باملاحت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يكى از تجار نيشابور چون خيال مسافرت داشت كنيز خود را بشيخ ابى عثمان حميرى برسم امانت سپرده بود. روزى غفلتا نظر شيخ بچهره او افتاد و چون زنى زيبا و باملاحت بود و اندامى دلربا داشت، شيخ بى اختيار اسير عشق و پايبند محبت او شد رفته رفته بر عشق و دلباختگى او افزوده گرديد و آتش عشق و اشتياق دردل او هر آن بيشتر شعله ور ميگشت.