اندامه

مترادف‌ها

اندام، بدن، تن، جسم

لغت نامه دهخدا

اندامه. [ اَ م َ / م ِ ] ( اِ )یادآوری و بخاطرآوری از دوستان و یا حوادث گذشته و قصه تاریخی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اندمه شود.

جمله سازی با اندامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعضى ها خيال مى كنند كه تكلم فقط، اختصاص به انسان دارد و غير از بشر، موجودات ديگرى لب به سخن باز نكرده و با يكديگر گفتگو ندارند، از اسرار پيچيده اين جهانبى خبر بوده، نمى دانند كه اين گيتى و جهان پهناور لبريز از عجائب، و مملو ازشگفتي هاست كه از جمله آنها تكلم موجودات مى باشد، مع الاسف از بعضى اعاظم انكار آنديده مى شود، ولى با مطالعه در آيات و روايات بسيار و قضاياى تاريخى سخن گفتن غير انسان و تكلم اندامه ثابت خواهد گرديد، كه از باب نمونه به بعضى از شواهد اشاره مى شود

💡 انتقال عمودی (به انگلیسی: Vertical transmission) یا انتقال مادر به فرزند (به انگلیسی: mother-to-child transmission)، انتقال عفونت یا بیماری‌های دیگر از والدین به فرزند است. هنگامی که بیماری از والدین به فرزند منتقل شود، خطرناک‌تر خواهد بود چرا که میزان تکثیر اندامه‌های میزبان فرزندان کاهش خواهد یافت.

💡 او با دقت و ظرافت تمام، تمام اندامه خود را در لباس‌های بسیار فاخر و رنگارنگ پنهان کرد تا در مراسم رسمی شبانه به نظر برسد.

💡 در متون کهن ادبی، شاعران همواره از زیبایی اندامه و قامت محبوب خود با عباراتی بسیار لطیف و کنایه‌آمیز برای توصیف زیبایی یاد می‌کردند.

💡 ورزشکاران حرفه‌ای با تمرینات مداوم و رژیم‌های غذایی خاص، تلاش می‌کنند تا اندامه خود را برای رقابت‌های سخت ورزشی در بالاترین سطح ممکن آماده کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران