انجد

لغت نامه دهخدا

انجد. [ اَ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نَجد، زمینهای بلند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || هو طلاّع انجد؛ او دانا و رسا در امور و غالب بر آنهاست. ( از لسان العرب ) ( ناظم الاطباء ). رجل انجد؛ نیک آزماینده کارها و درآینده و تصرف کننده در آن و نیک ماهر. طلاع الثنایا. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با انجد

💡 به گفته ویلفرد مادلونگ، مرز شرقی طبرستان بین تمیشه و استرآباد، و مرز غربی آن تا چالوس بود. به نوشته منوچهر ستوده، حد مازندران از مشرق تمیشه و جنگل انجدان و حد آن در مغرب تا نمک آبرود بود که آن را از رستمدار جدا می‌کرد.

💡 انجدان و نواحی اطراف آن در مدت اقامت امامان نزاری در سده‌های ۹–۱۱ق/۱۵–۱۷م از مراکز اندیشة غیر وابسته به حکومت مرکزی بود و نخستین رساله‌های اسماعیلیان نزاری پس از سقوط الموت در انجدان نگاشته شد. ملاصدرا حکیم برجستة دورة صفوی مدتی از زندگیش را در انزوا در کهک قم که در نزدیکی انجدان قرار داشت، گذراند و به نوشته ابراهیم دهگان با امام نزاری در ارتباط بود (همان‌جا).

💡 انجدان و نواحی اطراف آن در مدت اقامت امامان نزاری در سده‌های ۹–۱۱ق/۱۵–۱۷م از مراکز اندیشة غیر وابسته به حکومت مرکزی بود و نخستین رساله‌های اسماعیلیان نزاری پس از سقوط الموت در انجدان نگاشته شد. ملاصدرا حکیم برجستة دورة صفوی مدتی از زندگیش را در انزوا در کهک قم که در نزدیکی انجدان قرار داشت، گذراند و به نوشته ابراهیم دهگان با امام نزاری در ارتباط بود (همان‌جا).

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز