لغت نامه دهخدا
( آناف ) آناف. ( ع اِ ) ج ِ انف، مثل اُنوف و آنُف.
( آناف ) آناف. ( ع اِ ) ج ِ انف، مثل اُنوف و آنُف.
( آناف ) جمع انف
بینی ها، جمع انف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسول الله یوم غدیر خم / اناف به و قد حضر الانام...
💡 اف ت پ سه گروه کمونیست را با هم متحد کرد. گردان جوانان، سازمان ویژه و کارگران خارجی. فرماندهی کل کمیته ملی اف ت پ در اختیار شارل تیلون بود. اوژن اناف کمیسر سیاسی این نیرو بود و تا ماه مه ۱۹۴۳ و زمانی که رنه کامفن جایگزین او شد در همین منصب باقی ماند. آلبر کوزوله مسئول عملیات، جورج بهیه (Georges Beyer) مسئول تسلیحات و نیرو شدند. مارسل برنان یک سروان احتیاط فرماندهی پرسنلی را بعهده گرفت. او جزواتی را در خصوص تاکتیک و تسلیحات نوشت ولی نقش اصلی او هماهنگی و ارتباط میان اف ت پ و گروههای مقاومت طرفدار مارشال دوگل بود.