امهان

لغت نامه دهخدا

امهان. [ اِ ] ( ع مص ) حقیر شمردن. ( ناظم الاطباء ). || ضعیف گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). || بخدمت گرفتن. استخدام. ( از اقرب الموارد ). || سرزنش کردن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با امهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسجد شريف جمكران تاكنون موجود و واقع است در يك فرسخى قم تقريبا، از سمت دروازهكاشان و در تاريخ قم روايت كرده از برقى و غيره كه نام قصبه قم، امهان بوده است،يعنى منازل كبار و اشراف جمكران چنين گفته اند روات عجم كهاول ديه كه بدين ناحيت بنا نهادند، جمكران است و جم ملك آن را بنا كرده است واول موضعى كه به جمكران بنا نهادند، چشحه بوده يعنى چيزى اندك و گويند كه صاحبجمكران، چون بر عاملان و بنايان گذر كرد، گفت: (چكار كرده ايد؟) گفتند: (چشحه.)به زبان ايشان يعنى اندك چيزى. پس اين موضع را بدين نام نهادند.

💡 از سرای امهانی شو برون من رانی دان که قول مصطفی است

سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز