لغت نامه دهخدا
ام وهب. [ اُم ْ م ِوَ هََ ] ( ع اِ مرکب ) ماده خر. اتان. ( از المرصع ).
ام وهب. [ اُم ْ م ِوَ هََ ] ( ع اِ مرکب ) ماده خر. اتان. ( از المرصع ).
ماده خر. اتان
[ویکی فقه] امِّ وَهَبْ دختر عبد و همسر عبدالله بن عمیر کلبی- از بنی عُلیم- از طایفه نمر بن قاسط است. برخی نام وی را قمر یا قمری خوانده اند.
امِّ وَهَبْ با همسرش در یکی از محلّه های کوفه سکونت داشت. هنگامی که عبدالله از حرکت مردم به سوی کربلا برای جنگ با امام حسین علیه السلام آگاه شد، تصمیم گرفت به یاری امام حسین بشتابد و همسرش را نیز از نیّت خود آگاه کرد. او نیز شادمان گردید و با وی همراه شد. آن دو شبانه خود را به کربلا رساندند و به کاروان حسینی پیوستند.
← تشویق همسر به جنگ
برخی مانند منتخب التواریخ او را در شمار اسیران کربلا قرار داده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبدالله در روز عاشورا به ميدان جنگ شتافت در حالى كه جراحاتى بر بدنش وارد شدهبود، همسرش ام وهب به ميدان آمده و به او گفت: پدر و مادرم به فدايت، دربرابر فرزند رسول خدا با دشمن مبارزه كن.
💡 در اين هنگام، دشمن عمودى آهنين را بر سر ام وهب فرود آورد و در كنار شوهرشهيدش جان سپرد.
💡 در اين هنگام ام وهب، همسر عبدالله، چوبى برگرفت و شتابان خود را به ميدان در كنار شوهرش رسانيد و گفت: پدر و مادرم فدايت. پيشاروى فرزندان پاك پيامبر خدا (ص ) پيكار كن.
💡 داستان پيوستن عبدالله عمير و همسرش ام وهب به اردوى امام اين بود كه عبدالله متوجه شد كه در نخيله پادگانى براى اعزام سپاه براى جنگ تدارك كرده اند.
💡 وى شب هنگام همراه با همسرش ام وهب به سوى كربلا حركت كرده و به خدمت امامحسين (ع ) رسيدند.
💡 عبدالله دست همسرش را گرفت و او را به خيمه ها در نزد ديگر بانوان بازگردانيد. اما ام وهب چنگ در دامن شوهر زد و گفت: من هرگز از تو جدا نمى شوم، مگر هنگامى كه با تو كشته شوم. در اين حال امام آن بانوى فداكار را ندا داد و فرمود: خدايتان از آل محمد پاداش خير دهاد. خدايت رحمت كند، تو بازگرد و در كنار ديگر بانوان بنشين كه جنگيدن بر زنان نيامده است.