لغت نامه دهخدا
اقرم. [ اَ رَ ] ( ع ص ) گشن گرامی که نه بندند آن را و نه بار کنند بر وی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چهار پای نری که از آن سواری و بارکشی نخواهند برای اضراب فحل. ( از اقرب الموارد ).
اقرم. [ اَ رَ ] ( ع ص ) گشن گرامی که نه بندند آن را و نه بار کنند بر وی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چهار پای نری که از آن سواری و بارکشی نخواهند برای اضراب فحل. ( از اقرب الموارد ).
گشن گرامی که نه بندند آن و نه بار کنند بروی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سليمان بن اقرم گويد: كان لا يملّ من صلة اخوانه و قاصديه و مؤ مليه و راجيه.