افله

لغت نامه دهخدا

( آفله ) آفله. [ ف ِ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث آفل. ج، آفلات.
( افلة ) افلة. [ اَ ف ِ ل َ ] ( ع ص ) ماده شیر باردار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ماده شیر باردار

جمله سازی با افله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 106- قرآن كريم درباره نامهاى الله و الرحمن مىفرمايد: قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ايا ما تدعوا افله الاسماء الحسنى (سوره اسراء،آيه 110)؛ الله را بخوانيد يا الرحمن، هر يك از اين دو نامخداوند، خود داراى نامهاى نيكوتر است. مرجع ضمير در فله،ايا است، نه الله و معناى آيه اين نيست كه خداوند اسماى حسنايى دارد؛بلكه بدين معناست كه هر يك از الله و الرحمن اسمهاى حسنايى دارد. تناسبى ندارد كهضمير در فله به الله برگردد. از اين رو مرحومفاضل هندى مى گويد: محققان برآنند كه الرحمن نيز همانند الله اسم ذات است و درآيه بسم الله... بدل از الله است و از اين رو بر الرحيم كه صفت است مقدم شده است (كشف اللثام، ج 1، ص 106).