لغت نامه دهخدا
افزون گشتن. [ اَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیش شدن. زیاد گردیدن. فزونی یافتن:
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا.مولوی.رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.
افزون گشتن. [ اَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیش شدن. زیاد گردیدن. فزونی یافتن:
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا.مولوی.رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.
بیش شدن زیاد گردیدن فزونی یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصف حال مؤمنين بعد از ديدن لشكريان احزاب: افزون گشتن ايمان، وفا و استوارى بر عهده و...
💡 دل از طلب خوبی بیچون گشتن دریا خواهد شدن ز افزون گشتن