اظماء

لغت نامه دهخدا

اظماء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ ظِم ء، آرزومندی. || مدت میان دو نوبت آب خوردن شتر. || مدت میان دو بار آوردن شتران بر آبخور. || تشنگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). صاحب اقرب الموارد نیز فرقی میان ظِم ْء و ظَم ْء قائل شده و کلمه اَظماءرا جمع ظِم ْء دانسته است. رجوع به متن مزبور شود.
اظماء. [ اِ ] ( ع مص ) تشنه گردانیدن.( تاج المصادر بیهقی ). تشنه کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). گرفتار تشنگی کردن کسی. تظمئة.( از اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || لاغر کردن اسب فربه را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تظمئة. رجوع به کلمه مذکور شود. اظماء اسب؛ لاغر کردن آنرا. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). اسب را سوغانی کردن. ( یادداشت مؤلف ). ( فعل آن بصورت مجهول آید ). کشیدن آب بدن کسی یا اسبی بوسیله تعریق تا فروهشتگی و سستی گوشت و عضله های وی به استواری و پری و فربهی مبدل شود. || اظماء اسب؛ لاغر شدن آن. ( از متن اللغة ).
اظماء. [ اَ م َءْ ] ( ع ص ) مؤنث: ظَمْیاء. کم گوشت. و منه قولهم رمح اظماء و شفة ظمیاء. ( از متن اللغة ). || ( ن تف ) تشنه تر.
- امثال:
اظماء من حوت.
اظماء من رمل.

جمله سازی با اظماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاتقوا الله عباد الله تقية ذى لب، شغل التفكر قلبه، انصب الخوف بدنه و اسهرالتهجد غرار نومه، و اظماء الرجاء هواجر يومه، و ظلف الزهد شهواته، و او جفالذكربلسانه، و قدم الخوف لامانه.

💡 فاتقوا الله عبادالله تقية ذى لب، شغل التفكر قلبه، و انصب الخوف بدنه، واسهر التهجد غرار نومه، و اظماء الرجاء هواجريومه، و ظلف الزهد شهواته، و اوجفالذكر بلسانه، و قدم الخوف لامانه

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز