اظفر

لغت نامه دهخدا

اظفر. [ اَ ظَ ] ( ع ص ) درازناخن. ( تاج المصادر ) ( مصادر زوزنی چ بینش ) ( آنندراج ). رجل اظفر؛ مرد درازناخن و پهن ناخن.( ناظم الاطباء ). درازناخن و پهن آن. ( منتهی الارب ). درازناخن. ج، ظُفر. و انثی ظَفْر. ( مهذب الاسماء ). درازناخن که پهن باشد. ( از متن اللغة ). درازناخن و عریض آن. ( از اقرب الموارد ).
اظفر. [ اَ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ ظُفر بندرت. ( از متن اللغة ). ج ِ ظُفر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ظفر شود.

فرهنگ فارسی

جمع ظفر

جمله سازی با اظفر

💡 دربارهٔ تاریخ وفات او نیز تفاوت اقوال آن را نزدیک به یک سده نشان می‌دهد. سیوطی در بغیة الوعاه گفته که وفات او در اوائل سده پنجم (یعنی حدود - ۴–۴۱۰) است، در حالی که کشف الظنون وفات او را در سنه ۵۰۲ آورده‌است و این نظر را بروکلمان، زرکلی، خوانساری و شیخ عباس قمی و آغابزرگ تهرانی ذکر کرده‌اند. برخی از محققان معاصری که دربارهٔ حیات راغب تحقیق کرده، انکار کرده‌اند که راغب در سال ۵۰۲ وفات کرده باشد، خصوصاً در حالی که ابوحامد غزالی (م ۵۰۵) کتاب الذریعة الی مکارم الشریعه او را نیک می‌شمرده و با خود در سفرها حمل می‌کرده، و از سال ۴۸۸ از بغداد کوچ کرده، بعید است. که در آن تاریخ طبق این گفته در جوانی راغب سازگار است، این کتاب را در اختیار داشته باشد. حتماً باید راغب پیش از این می‌زیسته و فوت کرده باشد. ذهبی (م ۸) راغب را در سنه ۴۵۰ گویی زنده می‌دانسته و او را در ضمن طبقه ۲۴ شمرده‌است و بعد می‌نویسد: لم اظفر له بوفاة و لا ترجمة، و محتمل است که در آن وقت زنده بوده باشد.

💡 همی جنگ کردند با یکدگر نه این را شکست و نه آنرا اظفر