اصحاب الحجر

لغت نامه دهخدا

اصحاب الحجر. [ اَ بُل ْ ح ِ ] ( اِخ ) اصحاب حِجْر. ثمود، یعنی قوم صالح. ( ترجمان علامه جرجانی ص 13 ): و لقد کذب اصحاب الحجر المرسلین ( قرآن 80/15 )؛ و اصحاب حجر رسولان ما را بدروغ داشتند. گفتند شهرهای ثمود را حجر خوانند و آن میان شام و مدینه است، قتاده گفت حجر نام وادیی است. ( از تفسیر ابوالفتوح رازی چ علمی ج 8 ص 170 ). و رجوع به همان صفحه شود.

فرهنگ فارسی

یا اصحاب حجر - ثمود یعنی قوم صالح. و لقد کذب اصحاب الحجر المرسلین و اصحاب حجر رسولان ما را بدروغ داشتند گفتند شهرهای ثمود را حجر خوانند و آن میان شام و مدینه است قتاده گفت حجر نام وادیی است.

دانشنامه آزاد فارسی

اصحابُ الحجر
رجوع شود به:ثمود

جمله سازی با اصحاب الحجر

💡 80 - اصحاب الحجر (قوم ثمود) پيامبران را تكذيب كردند.

💡 به هر حال قرآن درباره اصحاب الحجر چنين ادامه ميدهد: ما آيات خود را براى آنهافرستاديم ولى آنها از آن روى گرداندند (و آتيناهم آياتنا فكانوا عنها معرضين ).

💡 بر آنها فرود آمد. اين نكته نيز قابل توجه است كه قرآن در مورد اصحاب الحجر (وهمچنين در مورد قوم نوح و قوم شعيب و قوم لوط در آيات سوره شعراء به ترتيب آيه105 و 123 و 160 و بعضى ديگر از اقوام پيشين ) مى گويد آنها پيامبران را تكذيبكردند، در حالى كه ظاهر امر چنين نشان ميدهد كه هر كدام يك پيامبر بيشتر نداشتند و تنهااو را تكذيب نمودند.