لغت نامه دهخدا
اسناد دادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) نسبت دادن نسبت کردن. اضافه کردن. || حمل کردن ( در منطق ).
اسناد دادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) نسبت دادن نسبت کردن. اضافه کردن. || حمل کردن ( در منطق ).
( مصدر ) نسبت دادن چیزی بکسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راز عنايت و تجوز آيه شريفه در اسناد كارها به دست آن است كه بخش مهم گناهان يهود به وسيله دست آنه انجام مى شد؛ مانند كشتن پيامبران و نوشتن كتاب منحول و اسناد دادن آن به خدا.
💡 و مستحب است تعزيتدارى اهل و كسان متوفى استحبابى موكد و لفظ تعزيه تفعله از اعزاءاست (بمد و قصر) و معنى آن سلو است كه فارسى آن بى غمى و خرسندى باشد و حسن صبر بر مصيبتها گفته مى شود: عزيته فتعزى اى صبرته فتصبر:يعنى شكيبايى به او دادم و قبول شكيبايى نمود و مراد به آن تعزيه طلب تسلى است و خرسندى از مصائب و صبر كردن به حزن و سوزش دل به سبب اسناد دادن امر به سوى خداى عزوجل و نسبتش به سوى عدل و حكمت او و بيان آنچه وعده فرموده است در برابر صبر و دعاى بر متوفى و مصيبت زده به تسليت او از مصيبتى كه به او رسيده است و احاديث بسيار بر استحباب وتحريص بر او وارد شده است.