اراض

لغت نامه دهخدا

( آراض ) آراض. ( ع اِ ) ج ِ اَرض.
اراض. [ اِ ] ( ع ص، اِ ) پهنایان و فراخان. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) بساط سطبر از پشم گوسپند باشد یا از پشم شتر. ( منتهی الارب ). بساطی سطبرکه از موی یا پشم بافند. شادروان. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

( آراض ) ارض
پهنایان و فراخان

جمله سازی با اراض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی نام آبادی پسوه را اخذ شده از واژة اکدی پارسوا (نام سرزمینی که در 834 ق م اراضی واقع در جنوب و جنوب غربی دریاچة ارومیه را شامل می شد) به معنای «خطه » و «مرز و کنار» می دانند. به نظر می رسد شهر بسوی که یاقوت حموی در قرن هفتم آن را شهری از آذربایجان کنار خان خاصبک آورده و حمدالله مستوفی در قرن هشتم آن را یکی از چهار شهر تومان مراغه ذکر کرده است ــ همان پسوة امروزی باشد.

💡 در اراضی دولتی کنتاکی غربی هندرسون در اوهایو، در منطقه‌ای به نام رد بنکس، در سال ۱۷۹۷، منطقه‌ای مهاجرنشین به شهر هندرسون که همنام او بود، تبدیل شد. بعداً، شهرستان هندرسون، ایالت کنتاکی (بخش هندرسون) که شامل آن اراضی دولتی بود، نیز به افتخار او نام‌گذاری شد.

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز