«ابومعبد» یک کنیه عربی است که از ترکیب «أبو» به معنای «پدرِ» و «معبد» بهعنوان نام شخص یا لقب تشکیل شده و در فرهنگ اسلامی برای اشاره به افراد مختلف با این کنیه به کار رفته است. در منابع تاریخی و حدیثی، این عنوان به چندین راوی و شخصیت دینی و صحابی نسبت داده شده که هر یک در دورههای نخستین اسلام نقش داشتهاند. از جمله این افراد میتوان به ابو معبد ازهر اشاره کرد که در منابع رجالی بهعنوان یک محدث معرفی شده است. همچنین «حفص بن غیلان» نیز با کنیه ابومعبد شناخته شده و از راویان حدیث از افرادی مانند مکحول و سلیمان بن موسی بوده است. در میان صحابه پیامبر اسلام نیز نامهایی با این کنیه دیده میشود، از جمله ابومعبد خزاعی و ابومعبد عبدالله بن عکیم که هر دو در زمره اصحاب پیامبر قرار دارند. همچنین «مقداد بن عمرو کندی» نیز در برخی منابع با این کنیه ذکر شده و از شخصیتهای برجسته صدر اسلام به شمار میآید. در کنار این افراد، «نافذ» که مولای بنیعباس بوده نیز با این کنیه شناخته شده و در سلسله راویان حدیث جای دارد. کاربرد این کنیه در فرهنگ عربی و اسلامی نشاندهنده شیوه نامگذاری مبتنی بر کنیه و انتساب فرد به فرزند یا ویژگی خاص است.
ابومعبد
لغت نامه دهخدا
ابومعبد. [ اَ م َ ؟ ] ( اِخ ) ازهر. محدث است.
ابومعبد. [ اَ م َ ؟ ] ( اِخ ) حفص بن غیلان. محدث است و از مکحول و سلیمان بن موسی روایت کند.
ابومعبد. [ اَ م َ ؟ ] ( اِخ ) خزاعی. صحابی است.
ابومعبد. [ اَ م َ ؟ ] ( اِخ ) عبداﷲبن عکیم. صحابی است.
ابومعبد. [اَ م َ ؟ ] ( اِخ ) مقدادبن عمرو الکندی. صحابی است.
ابومعبد. [ اَ م َ ؟ ] ( اِخ ) نافذ. مولی بن عباس. از عباس روایت کند و عمروبن دینار از وی روایت آرد.
جمله سازی با ابومعبد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابومعبد گفت: اين مرد، حتما بزرگترين مرد قريش است، و سوگند ياد كرد كه اگر او راببيند، به او ايمان بياورد، و از پيروان نزديك او گردد(8).