جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوان نقابت تشکیلاتی سیاسی اداری بود که در نیمه اول قرن سوم هجری در حکومت عباسیان ایجاد شد و وظیفهاش سرپرستی سادات بنی هاشم بود. نقابت به صورت شغل و لقب از زمان خلفای عباسی برای سرپرستی هاشمیان وجود داشته. نقیبان به کارهای اشراف عرب که علویان و عباسیان بودند، رسیدگی میکردند. در دورهٔ اسلامی، اشرافیت که برخاسته از خون و تبار بود امتیازات ویژهای به آنها میبخشید. اشراف از دولت خلفا مستمری میگرفتند، خود و موالی آنها زکات نمیدادند و کارهای قضایی آنها بهدست نقیب انجام میگرفت. تا قرن ۴ ه.ق عباسیان و علویان یک نقیب داشتند، اما از اواخر این قرن هر یک از دو گروه دارای نقیبی جداگانه بودند. نقابت به دو گونهٔ خاصه و عامه تقسیم میشد. در نقابت خاصه، نقیب تنها میکوشید از ورود دیگران به طبقهٔ اشراف جلوگیری کند، اما در نقابت عامه، نقیب به کارهای اشراف رسیدگی میکرد، اختلاف میان آنها را فیصله میداد و چنانچه کاری خلاف شرع از آنها سر میزد دربارهشان حد جاری میکرد. نقیب عامه لازم بود که فقیهی مجتهد باشد. اشراف نهتنها در بغداد، بلکه در شهرهایی چون کوفه و بصره و واسط و اهواز نیز نقیب خاص خویش داشتند. نقیبان شخصیتهای مطرح سادات بودند که بر اثر اهمیت وظایف شان، پیوسته در زمینههای گوناگون تأثیر میگذاردند. به عنوان یک نمونه، در تشکیلات دعوت عباسی داعی خراسان ابوعکرمه سرّاج، دوازده تن از حامیان بر جسته دعوت در خراسان را به نیابت از محمد بن علی (پیشوا و محور دعوت عباسی) به نقابت برگزیدند.
💡 به داعیان عباسی در کوفه سفارش شده بود که با ابهام، تبلیغات خود را پیش ببرند و تنها به فردی از خاندان پیامبر اشاره کنند و با شعار «الرضا من آل محمد» پیش بروند که به معنی هر فردی از خاندان پیامبر بود. این جنبشها در کوفه پیشرفت چندانی نداشت، تا جایی که بعد از دو سال، بیشتر از سی تن به این دعوت نپیوستند و عباسیان خواستند که این منافع را با خراسانیان شریک شوند. نکته قابل توجه اینجاست که در خراسان اعراب و ایرانیان از شیعیان حمایت میکردند. داعیان نخستین در خراسان شکل درست و ثابتی نداشتند؛ «مسیره» و «بکیر» در کوفه بودند و با نایب امام عباسی در خراسان دیدار میکردند. داعیان تحت سرپرستی ابوعکرمه زیادالمهدی، محمد بن خنیس و حیان بن عطار بودند که مردم را به این دعوت فرا میخواندند. زیر دست این دوازده نقیب، حدود پنجاه و هشت داعی قرار داشتند، برای مثال چهل تن برای مرو، هفت تن برای ابیورد، شش تن برای نسا، دونفر برای بلخ، یکی برای خوارزم و آمل و سی و شش دعاءالدعاة، برگزیده شده بودند که وظیفه شان نا مشخص است.