ابوالمهری
لغت نامه دهخدا
ابوالمهری. [ اَ بُل ْ ؟ ] ( اِخ ) خالدبن مخلد. رجوع به خالد... شود.
جمله سازی با ابوالمهری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دشمنی تا جایی بود که محمد تقی از یکی از اصحابش به نام اسحاق انباری خواست دو تن از غلات به نامهای ابوالمهری و ابن ابیالزرقاء را به قتل برساند. محمد بن ابیزینب از سران غالیان و برخی از یارانش هم مورد لعن محمد تقی قرار گرفتند..