مغبوطه

لغت نامه دهخدا

مغبوطه. [ م َ طَ ] ( ع ص ) هرچیز آرزوشده و دولت و ثروت. ( ناظم الاطباء ). || در فرهنگ گشایش نامه به معنی جعد کرده شده نوشته و در کتب لغت یافته نشد مگر به معنی حسدکرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ).

جمله سازی با مغبوطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاوه بر اين، به احترام وى عبادتهاى كليساهاى مريم را در شرق مانند كليساهاى غربدر عدد پنجاه تثبيت نمودند، و نيز از جمله نصوصى كه در اين باره ديده ام گفتار پدر(لويس شيخو) است، چه اين شخص در ضمن مقاله اى كه راجع به كليساهاى شرقىنوشته چنين مى گويد: عبادتى كه در كليساهاى ارمنيه براىبتول طاهره مادر خدا انجام ميشود معروف است. و نيز ميگويد: كليساى قبطيه بهمين امتيازكه براى آن بتوله مغبوطه مادر خدا عبادتهائى انجام مى شود ممتاز مى گردد.

بج یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
اختن یعنی چه؟
اختن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز