معفور

لغت نامه دهخدا

معفور. [ م َ ] ( ع ص ) بازار کاسد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به ماده بعد شود.

جمله سازی با معفور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ء ادهن راسى ام اطيب محاسنىوراسك معفور و انت سليببكائى طويل و الدموع غيرةو انت بعيد و المزار قريبو نيز در اين روز، سنه 128، ولادت باسعادت حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام واقع شد در بين الحرمين در موضع معروف به (ابواء) كه منزلى است ميان مكه و مدينه والده آنجناب، (حميده ) است