معفور

مترادف‌ها

آمرزیده، بخشیده

متضادها

ملعون، گناهکار

لغت نامه دهخدا

معفور. [ م َ ] ( ع ص ) بازار کاسد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به ماده بعد شود.

جمله سازی با معفور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ء ادهن راسى ام اطيب محاسنىوراسك معفور و انت سليببكائى طويل و الدموع غيرةو انت بعيد و المزار قريبو نيز در اين روز، سنه 128، ولادت باسعادت حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام واقع شد در بين الحرمين در موضع معروف به (ابواء) كه منزلى است ميان مكه و مدينه والده آنجناب، (حميده ) است 

💡 خداوند در روزهای رحمت خود، گناهان بندگان توبه‌کننده را می‌بخشد و هر کس را که از مسیر خطا بازگردد، معفور می‌گرداند.

💡 در متون قدیمی مذهبی، کلمه معفور برای توصیف افرادی که از خطاهای گذشته خود توبه کرده‌اند و مورد بخشش قرار گرفته‌اند، به کار می‌رود.

💡 او پس از سال‌ها اصلاح رفتار و بازگشت به مسیر درست، در میان جامعه به عنوان فردی معفور و مورد احترام شناخته شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران