مطاعم

لغت نامه دهخدا

مطاعم. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) خوردنیها و طعام ها. ج ِ مَطعَم. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خوردنیها.ج ِ مطعم. مطاعم و مشارب؛ مأکول و مشروب، خوردنیها و آشامیدنیها. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مطعم شود.

فرهنگ عمید

= مطعم

فرهنگ فارسی

جمع مطعم
( اسم ) جمع مطعم.

جمله سازی با مطاعم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((لا تلبسوا لباس اعدائى و لا تطمعوا مطاعم اعدائى و لا تسكلوا مسالك اعدائىفتكونوا اعدائى كماهم اعدائى؛ لباس دشمنان مرا نپوشيد، غذاهاى دشمنان مرانخوريد و روش هاى دشمنان مرا پيروى نكنيد كه اگر چنين كنيد شما هم دشمنان من خواهيدبود همچنانكه آنان دشمنان من هستند.))(423)

💡 و مـمـكـن اسـت نـيـز تـمـسـك بـه حـديـثـى كـه دلالت دارد بـر تـحـريـمهـمـشـكـل شدن با اعداء دين و آن خبر اين است، شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السلامروايـت كـرده كه فرمود: وحى فرستاد حق تعالى به سوى پيغمبرى از پيغمبران خود كهبگو به مؤ منين نپوشيد لباس دشمنان مرا و مخوريد مطاعم دشمنان مرا و سلوك نكنيد بهمـسـلكـهـاى دشمنان من پس دشمنان من خواهيد بود همچنان كه ايشان دشمنان من اند.(79)

💡 و بعداز هشت روز، از آن حضرت درخواستند كه ما را ضيافت كنند. شرفقبول ماءمول ايشان به كمال شادى و بهجت به روايت ضيافت و وظايف رعايت ما پرداخته،به مطاعم لذيذه و ملابس شهيه، ما را ضيافت نمودند.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز