مرارات

لغت نامه دهخدا

مرارات. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مرارة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مَرارَة شود.

جمله سازی با مرارات

💡 محدث قمى پس از عمرى تلاش و خدمت به اسلام و مسلمين وتحمل سختيها و مرارات زمان بويژه در اواخر عمر كه مصادف با توطئه هاى دشمنان اسلامو دين زدايى رضاخانى بود، در شب سه شنبه بيست و دوم ذيحجهسال 1359 ق. بدرود حيات گفت و پس از تشييع در صحن مطهر على عليه السلام (نجف )در جوار استادش مرحوم حاجى نورى به خاك سپرده شد.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز