مجالد

لغت نامه دهخدا

مجالد. [ م َ ل ِ ] ( اِخ ) ابن سعیدبن عمیر از همدان، مکنی به ابی عمیر. راویه اخبار است و هیثم بن عدی از او بسیار روایت کند و مجالد حدیث نیز شنوده. و نزد محدثین ضعیف است. وفات او به سال 144 بوده است. ( ابن الندیم، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با مجالد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قطام ملعونه گفت: من از قبيله خود جمعى را با تو همراه مى كنم كه تو را در اين امر يارىنمايند، پس آن ملعونه وردان بن مجالد را از قبيله خود ياور او كرد، و ابن ملجم ملعون،شبيب بن بجره را ديد و گفت: اى شبيب نمى خواهى تو را به كارى دعوت كنم كه باعثشرف دنيا و آخرت تو باشد؟

💡 سپس هلال بن علقمه كه از قبيله تيم الرّباب بود، همراه برادرش، مجالد، خروج كرد وبه (ماسبذان ) آمد. على (ع ) معقل بن قيس رياحى را به مقابله وى فرستاد. او موفّق شدكه هلال و اصحابش را - كه دويست نفر بودند - بكشد و كشته شدن آنان در جمادى الاولىسال سى وهشتم بود.

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز