«متصلب» واژهای عربی است که به صورت صفت به کار میرود و از ریشه «صلب» به معنای سخت، محکم یا انعطافناپذیر گرفته شده است. در کاربرد جسمی، «متصلب» به چیزی اشاره دارد که سخت و غیرقابل انعطاف است و قابلیت خم شدن یا تغییر شکل ندارد، مانند استخوان یا اجسام سخت دیگر. از نظر معنایی، این واژه میتواند به حالتها و رفتارهای انسانی نیز اطلاق شود و فرد یا شخصیتی که سفت، خشک یا انعطافناپذیر در افکار و برخوردها باشد را توصیف کند. در پزشکی، اصطلاح «متصلب» برای بافتها یا اعضای بدن به کار میرود که بر اثر بیماری یا عوامل دیگر سخت شده و عملکرد طبیعی خود را از دست دادهاند. کاربرد واژه در ادبیات و متون فلسفی نیز دیده میشود، جایی که برای نشان دادن ثبات، مقاومت یا عدم تغییرپذیری یک موضوع یا مفهوم به کار میرود. «متصلب» همچنین ممکن است بار معنایی منفی داشته باشد و به افراد یا عقایدی اشاره کند که سختگیر، لجوج یا انعطافناپذیر هستند. از نظر دستوری، این واژه صفت است و معمولاً برای توصیف اسم یا موضوعی که دارای صفت سختی و پایداری است، به کار میرود.
متصلب
لغت نامه دهخدا
متصلب. [ م ُ ت َ ص َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) سختی کننده در کار: المتصلب فی اموره. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تشدد و تصلب شود.
جمله سازی با متصلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مغضوب: معناى واحد همه مشتقات ماده غ ض ب، شدت در برابر شى ء ديگر است و از اين رو به صخره هاى سخت و متصلب كوه، بر اثر شدت و صلابتى كهدر برابر به كار گيرنده آن دارد، غضبه و به شعله ور شدن نفس انسان وخروج آن از اعتدال به سوى حدت و شدت،غضب مى گويند.
💡 و در اين روز چنانچه شيخ بهائى فرموده سنه 716 وفات كرد سلطان الجاتيو محمدخدابنده و عمرش بسى و شش سال رسيده بود و معنى (الجاتيو) سلطان مبارك است واو متصلب در تشيع بوده و تعظيم ميكرده علماء شيعه را مانند (علامه ) و غيره رضوانالله عليهم.
💡 جلالالدوله دیلمی که از متصلبین شیعه بود، در تاریخ پنجم شعبان المعظم سال ۴۳۵ هجری قمری وفات کرد.