مترفع

لغت نامه دهخدا

مترفع. [ م ُ ت َ رَف ْ ف ِ ] ( ع ص ) برافراخته شده و بلند کرده شده. || متکبر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترفع شود.

فرهنگ فارسی

بر افراخته شده

جمله سازی با مترفع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مترفع بن الوضاح خولانى از لشكر اميرالمؤ منين على عليه السلام به سوى او آمد، مردشامى او را كشت، دوباره مبارز خواست.

💡 او بايد نگاه خود را عادلانه ميان همه شاگردان، توزيع نموده، و همه را با نظر و نگاهخود محفوظ گرداند. و آنگاه كه با شاگردى گفتگو مى كند و يا يك شاگرد، پرسشىبا استاد در ميان مى گذارد، و يا آنكه سرگرم بحث و مناقشه با او است، بايد بيش ازديگران به او بنگرد و نگاه ويژه خود را بدو معطوف سازد و بدو روى نمايد؛ اگر چهاينگونه شاگرد، كم سن و سال يا از لحاظ علمى و جهات ديگر در سطح پائين باشد؛زيرا تخصيص و منحصرساختن التفات و توجه به افراد مترفع، و متشخص، و محدودساختن نگاه به افراد مشهور، شيوه جباران و رياكاران است.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز