متربه
متضادها
آباد، مسکونی
لغت نامه دهخدا
( متربة ) متربة. [ م َ رَ ب َ ] ( ع اِمص ) درویشی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ترجمان القرآن ). درویشی و تنگ دستی و بینوائی. ( ناظم الاطباء ): مسکین ذومتربة؛ فقیری که زمین گیر است. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
درویشی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَتْرَبَةٍ: خاک (ذَا مَتْرَبَةٍ:خاک نشین - فقیر)
ریشه کلمه:
ترب (۲۲ بار)
«مَتْرَبَة» مصدر میمی از مادّه «ترب» (بر وزن طرب) در اصل از «تراب» به معنای «خاک» گرفته شده و به کسی می گویند که بر اثر شدت فقر، خاک نشین شده است; باز در اینجا تأکید روی این گونه مسکین ها به خاطر اولویت آنها است و الاّ اطعام همه مسکینان از اعمال حسنه است.
جمله سازی با متربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او اطعام فى يوم ذى مسغبه يتيما ذا مقربه او مسكينا ذا متربه
💡 و در تفسير قمى در ذيل آيه (او مسكينا ذا متربه ) مى گويد: يعنى مسكينى كه جامهخوابى ندارد كه او را از آلودگى به خاك نگه بدارد.
💡 فلا اقتحم العقبه و ماادراك ماالعقبه فك رقبه او اطعام فى يوم ذى مسغبه يتيما ذا مقربه او مسكينا ذا متربه
💡 پس از وقوع آن زلزله سهمگین و ویرانگر، تنها ویرانههایی از ساختمانهای متربه در شهر باقی مانده بود که نمای غمانگیزی داشتند.
💡 تیمهای امداد و نجات در میان ساختمانهای متربه و فرو ریخته، با سختی بسیار زیاد به دنبال پیدا کردن بازماندگان حادثه بودند.
💡 شهر قدیمی که زمانی مرکز تجارت بود، اکنون به مجموعهای از بناهای متربه و قدیمی تبدیل شده که شاهد گذشت زمان است.