مبذل

لغت نامه دهخدا

مبذل. [ م ِ ذَ ] ( ع اِ ) جامه کهنه و جامه بادروزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جامه کهنه. ( دهار ). جامه کهنه. ج، مَباذِل. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جامه کهنه و جامه بادروزه

جمله سازی با مبذل

💡 شب هنگام كه شد على (ع ) حضرت زهرا (س ) را بر چهار پايى سوار كرد و دست دوپسرش امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) را گرفت، و احدى از اصحاب پيامبر (ص ) را باقىنگذاشت، مگر آن كه در منزلشان نزد آنان رفت، و حق خود را براى آنان يادآورد شد وآنان را به يارى خويش فرا خواند. ولى هيچ كس جز ما چهار نفر او را اجابت نكرد. ماسرهايمان را تراشيديم و يارى خود را مبذل داشتيم، و زبير در ياريش از همه ما شدتبيشترى داشت.(130)