مانعه الجمع به مفهوم عدم جمع و جمعپذیری در زبانشناسی اشاره دارد و به مسألهای میپردازد که در آن برخی از واژهها یا عبارات به دلایل خاص قادر به جمع شدن نیستند. این مسأله میتواند به ساختار معنایی واژهها، ویژگیهای گرامری و یا حتی به نوع استفاده آنها در جملات بستگی داشته باشد. به عنوان مثال، برخی از اسمها به دلیل ویژگیهای خاص خود، نظیر عدم وجود تعداد مشخص یا عدم قابلیت شمارش، نمیتوانند به صورت جمع درآیند. این موضوع در زبانهای مختلف میتواند متفاوت باشد و برخی از زبانها به شدت تحت تأثیر این قاعده قرار میگیرند. در زبان فارسی، مانعه الجمع میتواند در برخی واژهها و عبارات به وضوح دیده شود که در این حالت، استفاده از آنها به صورت جمع اشتباه است و ممکن است مفهوم مورد نظر را بهخوبی منتقل نکند. در نتیجه، شناخت و درک این قاعده در نوشتار و گفتار به ما کمک میکند تا بتوانیم ارتباطات بهتری برقرار کنیم و از بهکارگیری نادرست واژهها پرهیز نماییم. بنابراین، توجه به مانعه الجمع نه تنها در راستای حفظ دقت و صحت زبانشناختی ما اهمیت دارد، بلکه در زمینههای مختلف ارتباطی نیز میتواند به ما یاری رساند تا پیامهای خود را بهطور مؤثرتر و روشنتر منتقل کنیم. در نهایت، یادگیری و آگاهی از این نکته میتواند به غنای زبان فارسی و بهبود کیفیت نوشتار و گفتار ما کمک شایانی نماید.
مانعه الجمع
فرهنگ عمید
( مانعةالجمع ) دو امر که اجتماع آن دو ممکن نیست، مثل آنکه یک چیز ممکن نیست که هم سبز باشد و هم سرخ.
فرهنگ فارسی
دو امری که اجتماع آن دو ممکن نیست ولی ارتفاع هر دو با هم ممکن است. مانند: الوان از قبیل سبز و قرمز که اجتماع هر دو در یک جا ممکن نیست ولی ممکن است یک چیز نه سبز باشد و نه قرمز. این خصوصیت در اضداد صادق است. یا دمانعه الجمع والخلو. دو امر که ارتفاع و اجنماع پذیر نباشد مانند نقیضان وجود عدم هست و نیست مثلا فلان یا موجود دست یا معدوم و ممکن نیست هم موجود باشد و هم معدوم یا نه موجود باشد نه معدوم.